پارت چهل :

***
مامان از صبح جوری می‌دوید و کار می‌کرد که انگار میهمانان غریبه‌ای هستند که اولین بار است می‌خواهند به خانه‌مان پا بگذارند.

هیچ چیز را درک نمی‌کردم، بابا حجره را رها کرده بود و در خانه مانده بود و تازه از بیرون و برای خرید کردن برگشته بود، شیرینی، میوه و انواع وسایل پذیرایی از بهترین نوعشان همه‌وهمه برای خواستگاری حافظ از من بد بخت بود.

خانه از همیشه تمیز تر بود Ù

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیرعلی در رمان امیر بی گزند امیرعلی
تصویر شخصیت امیرعباس در رمان امیر بی گزند امیرعباس
تصویر شخصیت محیا در رمان امیر بی گزند محیا
تصویر شخصیت امیرحافظ در رمان امیر بی گزند امیرحافظ
تصویر شخصیت نازنین در رمان امیر بی گزند نازنین
تصویر شخصیت محدثه در رمان امیر بی گزند محدثه
تصویر شخصیت امیرحسین در رمان امیر بی گزند امیرحسین
تصویر شخصیت نیلوفر در رمان امیر بی گزند نیلوفر
آخرین نظرات ارسال شده
  • دلارام

    0

    امیر حافظ فقط از رو لجبازی و غرور و حسادت میخواد ک با نیلوفر باشه چون میدونه امیرعلی با اینکه اخلاقش تنده ولی خواهان بیشتر داره

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره اون عشقش واقعی نیست و سر لج با امی علیه

    ۲ روز پیش
  • لیلا

    0

    صبا جون کجایی عزیزم کجایی بی صبرانه منتظریم اینا همو لت *** میکنن یا نه

    ۴ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    دیر اومدم ببخشید

    ۲ روز پیش
  • سارا

    1

    به نظرم حافظ اینقدر بهش تلقین شده فکر میکنه نیلو رو دوست داره باید باهاش ازدواج کنه وچون با امیرعلی کل کل داره گیر داده به این ازدواج وگرنه شایداگه با خودش رو راست باشه بفهمه اصلا احساسش عشق نیست

    ۴ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره درسته، اون یاد گرفته و حس میکنه ممکنه کم بیاره

    ۲ روز پیش
  • هناسه

    1

    فکر نمیکردم حافظ انقدر بی منطق و نامرد باشه خب دلش باهات نیست برو پی کارت اه

    ۴ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    نمیره که

    ۲ روز پیش
  • زهرا

    0

    حاج بابا که تکلیفش معلومه اما حافظ احمق یه جون امروزیه چرا احمقانه رفتار میکنه اگرم نیلو رو دوست داره باید با انتخابش احترام بزاره

    ۴ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    حافظ رو همون حاج‌بابا تربیت کرده

    ۲ روز پیش
  • Z.k

    1

    خوب زدی نیلو جان دستت طلا . من قبل ازاین رمان عاشق اسم حافظ بودم وخاطرات خوبی ازاین اسم داشتم ولی با این رفتارهای امیر حافظ از این اسم دیگه خوشم نمیاد😐

    ۴ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اخی عزیزم... نه بذار خاطرات خوبت بمونه♥️🥲

    ۲ روز پیش
  • سهیل

    3

    بشددت از پدربزرگشون متنفرم بشدت..حافظو شستشوی مغزی داده و حتما کلی وعده وعید..اخه پیر خرفت حاضری دوتا برادر دشمن بشن فقط رسم مسخره ت اجرا بشه 😳😳 امیدوارم نسل همچین آدمهایی تاالان منقرض شده باشه

    ۵ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مامان سهیل زوده برای تنفر🥲

    ۲ روز پیش
  • رویا

    3

    دستت طلا امیر علی جای منم بزنش آب ببره غیرته بابا و حاج باباشه که فقط واسه غریبه هستش واسه این حافظه اشغال شلغم میشن

    ۵ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره دقیقا، آب ببره اون غیرتو

    ۲ روز پیش
  • Darya

    3

    واای چه آشوبی به پا شد ☹️حافظ نکبت آخه این ازدواج و عشق مسخره تو به چه دردی میخوره وقتی طرف ازت متنفره سر حاج بابا را بخوری با این کارات 😡

    ۵ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    آشوب؟؟ صبر کنید...😂

    ۲ روز پیش
  • راز

    2

    حالا بیا و درستش کن منت سر نیلو میزاره میگه بهت محبت کردم بابا چته توو میگه نمیخوامت گاوی نمیفهمی والا گاو هم بهتر میفهمه.پیر خرفت ببین این بچه ها رو چطور به جون هم انداخت

    ۵ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    بعضی از ادما محبت‌هاشونو میشمارن

    ۲ روز پیش
  • مهسا

    2

    اول دلم برای حافظ می سوخت و دویت داشتم زن خوبی گیرش بیاد ولی الان ازش متنفرم

    ۵ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    حقم داری

    ۲ روز پیش
  • سرو

    5

    وای خدا این حاج بابا چه جنگی راه انداخت نفهم بیشعور

    ۵ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مونده هنوز

    ۲ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️